گاهی برای نجات یک شهر، باید از یک تکه نان شروع
گاهی برای نجات یک شهر، باید از یک تکه نان شروع کرد... فردوس هنوز زیر آوار بود؛ اما زندگی، منتظر نمی ماند. یکی نان می رساند، یکی غذای گرم می پخت، یکی چادر برپا می کرد و یکی، سهم خودش را برای دیگری کنار می گذاشت... و میان همه ی این دست ها، جوانی ایستاده بود که باور داشت: «ما باید هر کاری از دستمان برمی آید، برای این مردم انجام دهیم.» اینجا فقط سفره ها دوباره پهن نشد؛ امید، دوباره به فردوس برگشت. روایتی از روزهای نخست امدادرسانی در فردوس؛ روزهایی که جهاد، از ساده ترین نیازهای مردم آغاز شد و به یک فرهنگ ماندگار رسید. #دوباره_فردوس #زلزله_فردوس #روایت_فردوس #رهبر_عزیز_شهید #۱۳شهریور_۱۳۴۷ پنج روز مانده تا حضور رهبر شهید در فردوس ۱۳شهریور روایت خدمت،امید و مردم ••••••••